شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1397 ساعت 13:02

اولین بار همهمه‌ها را توی گوهرشاد پیدا کردم. اولین نماز مغربم بود. به جماعت نرسیدم. یک گوشه از گوهرشاد بساط کردم. جانماز پهن کرده بودم نماز بخوانم که یکی پشت بلندگو شروع کرد به امین‌الله خواندن. آدم‌ها باهاش بلند بلند می‌خواندند. ناگهان دورم پرِ صدا شده بود. پرِ کلمه. کلمه‌های مهربان. چشم‌ها را که می‌بستی کلمه‌ها حجم می‌گرفتند. دورت را پر می‌کردند. می‌ماندی وسط‌شان. نه شکلِ گیر افتادن، شکل در آغوش کسی جا گرفتن. تا حالا کلمه‌ها بغل‌تان کردند؟ کلمه‌های امین‌الله از هزارتا دهان بیرون آمدند و دورم را گرفتند. سر گذاشتم روی شانه‌ی کلمات. توی بغل‌شان آرام شدم.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد